تبلیغات
وبلاگ تخصصی نیروهای ویژه - مصاحبه با جاسوس ( تصویری )
 
وبلاگ تخصصی نیروهای ویژه
 
 
شنبه 14 فروردین 1389 :: نویسنده : صدرا
«مایكل شویر» پس از ۲۲ سال همكارى و جاسوسى براى سازمان سیا در نوامبر سال ۲۰۰۴ از این سازمان كناره گیرى كرد. «شویر» از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ فرماندهى یگانى را برعهده داشت كه در جست وجوى «اسامه بن لادن» بودند و از سال ۲۰۰۰ نیز مدیریت بخش هاى مختلف مبارزه با تروریسم سازمان سیا را بر عهده داشته است. وى طى دوران خدمت كتابى به نام «غرور امپریالیستى» را در. . .

انتقاد به سیاست هاى ضد تروریسم آمریكا به رشته تحریر درآورد. از نظر مقامات سیا «شویر» حكم عنصر نامطلوب را دارد. این جاسوس سابق در حال حاضر همراه با خانواده اش در ویرجینیاى ایالات متحده زندگى مى كند. «مایكل شویر» به عنوان یكى از مسئولان بلند پایه و اصلى سازمان جاسوسى سیا در این مصاحبه براى اولین بار به این پرسش پاسخ مى دهد كه آیا دولت ایالات متحده و سازمان اطلاعاتى آن، اصولاً حق ربودن افراد مظنون به اعمال تروریستى را دارا است یا نه؟

● نام گفت و گو شونده: مایكل - شویر

● مترجم: محمد على - فیروزآبادى ● منبع: روزنامه - شرق

• شما یكى از مسئولان و مجریان طرح سیا موسوم به «انتقال ویژه» بوده اید. هدف این طرح دستگیرى مظنونان به اعمال تروریستى در خارج از آمریكا و اعزام آنان به یك كشور ثالث بوده است. آیا این به اصطلاح انتقال ویژه زندانیان از نظر سیا یك موفقیت به شمار مى آمد.

كاملاً. این طرح طى یك دهه موفق ترین برنامه ضد تروریسم ایالات متحده محسوب مى شد.

• چرا؟

زیرا این طرح اهدافى كاملاً تعریف شده و روشن داشت. ما مى خواستیم در وهله اول رابط ها و اعضاى گروه تروریستى القاعده را شناسایى كرده و به زندان بیندازیم. این عده شامل كسانى مى شد كه در خاك ایالات متحده اقدامى تروریستى انجام داده یا در آن همكارى داشتند و یا طرح چنین اقدامات احتمالى را ریخته بودند. در مرحله دوم مدارك و پست الكترونیكى این افراد ضبط و توقیف مى شد. در رسانه ها به این صورت عنوان مى شود كه ما این افراد را براساس حدس و گمان دستگیر كرده و به جاى دیگر انتقال مى دادیم تا از آنها بازجویى كنیم. در حالى كه اصلاً این طور نیست.

• یعنى قصد بازجویى از آنها را نداشتید؟

حتى اگر امكان بازجویى هم پیش مى آمد، از نظر ما كار بى حاصلى بود. ما فقط خود شخص و مداركش را مى خواستیم.

• چرا؟

از روى تجربه مى دانستیم كه یك بازجویى جدى و تهاجمى كه تا مرز شكنجه پیش برود، حاصلى ندارد. این آدم ها هر آنچه را كه باز جویان خواهان شنیدن آن باشند مى گویند. گفته هایى كه یا دروغ است یا دقیق، اما حاوى اطلاعاتى كهنه شده و سوخته است.

• چه كسى سیستم «انتقال ویژه» را ابداع كرد؟

پرزیدنت «كلینتون». مشاور امنیتى او یعنى «سندى برگر» و مشاور امور تروریسم وى یعنى «ریچارد كلارك» در پائیز ۱۹۹۵ به سیا ماموریت حمله و انهدام القاعده را ابلاغ كردند. ما از رئیس جمهور پرسیدیم با كسانى كه دستگیر مى كنیم چه كار كنیم و كلینتون هم جواب داد كه این دیگر به خودتان مربوط مى شود. دست اندركاران سیا ضمن اعتراض به این طرح اعلام كردند كه وظیفه ما زندانبانى نیست. اما یك بار دیگر به ما گفته شد كه خودتان یك جورى این مشكل را حل كنید و بدین صورت بود كه كارگروهى تشكیل شد و من هم به عضویت آن درآمدم. ما كارمان را روى شناسایى اعضاى القاعده متمركز كردیم، اعضایى كه در كشورهاى متبوعشان تحت تعقیب بودند یا تبعید شده بودند.

• اینكه چه كسى را باید دستگیر كنید، چطور مشخص مى شد؟

قبل از آن باید به گروهى از وكلاى دادگسترى، انبوهى از مدارك و شواهد را ارائه مى دادیم.

• وكلاى دادگسترى؟ آن هم در سرویس اطلاعاتى؟

بله، وكلاى دادگسترى. هم در سیا و هم در وزارت دادگسترى و هم در شوراى عالى امنیت ملى وكلاى دادگسترى همكارى دارند. تحت نظارت این عده از وكلا لیست افرادى را كه باید دستگیر مى شدند، تهیه كردیم. سپس موظف به یافتن این افراد در كشورهایى بودیم كه از قبل آمادگى خود براى همكارى با ما در این زمینه را اعلام كرده بودند و بالاخره این افراد را به كشور یا كشورهایى مى بردیم كه آماده پذیرش آنان بودند. این كار براى ما كه گروه اندكى بودیم، خیلى طاقت فرسا بود.

• آیا بازجویى ها در كشور مقصد صورت مى گرفت؟

ما همیشه به صورت كتبى سئوال هایمان را مطرح مى كردیم.

• یعنى ماموران سیا به هنگام بازجویى ها حضور نداشتند؟

من هرگز چنین چیزى نشنیده ام. همان وكلاى دادگسترى ما را از این كار منع كرده بودند.

• آیا به یاد دارید كه شكنجه اى هم در آن كشورها علیه دستگیر شدگان اعمال شده باشد؟

نه، شغل من این بود كه جان شهروندان آمریكایى را حفظ كرده و البته اعضاى القاعده را به قول معروف از خیابان ها جمع كنم. تشخیص اینكه این افراد راست یا دروغ مى گویند، با دولت ایالات متحده بود. به هر حال این عملیات ها تا ۹۰ درصد با موفقیت بالا انجام شد و تنها ۱۰ درصد آن با مصیبت روبه رو شد.

• منشاء این مصیبت چه بود؟

لو رفتن عملیات. اروپایى ها در حال حاضر همكارى زیادى با ما ندارند چون از این مى ترسند كه هر كارى انجام بگیرد خیلى زود سر از مثلاً روزنامه واشینگتن پست در آورد. در این صورت ناگهان مجلس سنا وارد عمل شده و خودتان هم شاهد بودید كه سناتور «مك كین» چطور ما را به اعمال شكنجه علیه زندانیان متهم كرد، مسئله اى كه از اساس اشتباه و دروغ بود و همین مسائل است كه كل برنامه را به شكست مى كشد.

• چرا بازداشت شدگان را به جاى اینكه به ایالات متحده بیاورید به كشورهاى متبوع خودشان مى بردید؟ آیا اگر آنها را در آمریكا به زندان مى انداختید، مطمئن تر نبود؟

ما در این مورد تردید نداشتیم كه این كشورها هرگز آنها را رها نمى كنند. از آن گذشته پرزیدنت كلینتون از این كه آنها را به ایالات متحده بیاوریم، ابا داشت.

• به چه علت؟

رهبرى ایالات متحده نمى خواست با این افراد به عنوان اسیر جنگى برخورد كند بلكه ترجیح مى داد صرفاً آنان را مجرم قلمداد كند. علاوه بر آن این نگرانى وجود داشت كه جمع آورى مدارك و شواهد كافى براى دادگاهى كردن آنها در ایالات متحده امكان پذیر نباشد.

• یعنى این كار واقعاً مشكل دارد؟

براى دادگاهى و محكوم كردن شخصى در آمریكا، باید به هنگام دستگیرى از طریق یكى از ضابطان قضایى، حقوقى را كه شخص دستگیر شده از آن برخوردار است، به وى اعلام شود. این كار در خارج از كشور امكان ندارد. علاوه بر آن باید بازپرس براى قاضى این مسئله را تائید كند كه در مدارك ضبط شده هیچ دخل و تصرفى صورت نگرفته است. اگر كسى نباشد كه در این مورد سوگند بخورد به صورت خودكار قاضى مدارك را دست خورده و ساختگى اعلام مى كند. بدین ترتیب رسیدن به حكم قطعى در این موارد تقریباً غیرممكن است.

• پس این پرسش مطرح مى شود كه وقتى نتوان مدارك كافى براى محكومیت فرد به قاضى ارائه داد، چطور مى توان همین فرد را آن هم در یك كشور دیگر دستگیر كرد؟ آیا به این صورت چنین اقداماتى را نمى توان غیرقانونى و نامشروع نامید؟

نه، در مورد اكثر این افراد در همان كشور متبوع خودشان حكم بازداشت صادر شده بود. اگر ما سیستم قضایى كشور ثالث را قبول نداشته باشیم تنها یك راه مى ماند و آن كمك به انتقال متهم به كشور متبوعش است تا به خاطر اعمالش در خارج مجازات شود.

• آیا سیا خود را در كسوت یك پلیس جهانى مى دید؟

نه ما كارمندان دولت ایالات متحده هستیم كه وظیفه حفاظت از جان و منافع شهروندان آمریكایى را داریم. ما خودمان ترجیح مى دادیم كه این افراد را به عنوان اسیر جنگى به آمریكا بیاوریم. شخصى مثل اسامه بن لادن دست كم دو بار، یك بار در سال ۱۹۹۶ و بار دیگر در سال ۱۹۹۸ به آمریكا اعلان جنگ داده است. اما پرزیدنت كلینتون موافق این كار نبود، همان طور كه پرزیدنت بوش هم موافق نیست. هر دو رئیس جمهور بر این عقیده بودند كه ما باید در صورت اسیر جنگى بودن این افراد، طبق قوانین مربوطه رفتار كنیم و این كارى بى معنى است. بن لادن و افرادش در برخى از كشورها حكم قهرمان را دارند. در چنین حالتى هركارى انجام دهیم، غیرقانونى قلمداد مى شود. علاوه بر آن وادار كردن اردنى ها و مصرى ها به كارهاى كثیف ساده تر است.

• آیا چیزى به نام حقوق بشر در دولت كلینتون نقشى ایفا نمى كرد؟

زمانى سازمان سیا این سئوال را مطرح كرد. رفتار با مردم در قاهره شباهتى به رفتار با مردم در میلواكى ندارد. دولت كلینتون از ما مى پرسید آیا در این مورد كه با این افراد واقعاً طبق قوانین محلى رفتار مى شود، اطمینان دارید؟ و ما هم جواب مى دادیم كه بله، تقریباً مطمئن هستیم.

• دولت كلینتون نمى خواست بداند دقیقاً در آنجا چه مى گذرد؟

كاملاً همین طور بود. مقامات مسئول سیا از همان آغاز كار مطمئن بودند كه در نهایت این ما هستیم كه بار همه گناه ها را باید به دوش كشیم و توجه داشته باشید در بحث ها و مسائلى كه در حال حاضر مطرح مى شود، هیچ صحبتى از كلینتون، برگر و یا كلارك در میان نیست.

• چه قوانینى شكسته شد؟

واقعاً نمى دانم. به هر صورت هیچ یك از قوانین آمریكا زیر پا گذاشته نشده است. سازمان سیا این حق را دارد كه هر قانونى به غیر از قوانین آمریكا را زیر پا بگذارد. البته در خارج از كشور هم همیشه با موافقت مقامات مسئول محلى كارهایمان را انجام داده ایم.

• رئیس بخش ضد ترور سیا یعنى «كافر بلك» پس از حملات یازده سپتامبر گفت: «دستكش ها درآمدند.» این جمله در داخل سازمان سیا به چه معنى است؟

یعنى فشار هرچه بیشتر براى كسب موفقیت. پس از این حرف بود كه ما دستگیر شدگان را در زندان هاى خودمان جا دادیم؛ در افغانستان، در عراق و در گوانتانامو. دولت بوش مى خواست این زندانى ها تحت مراقبت و حفاظت خودش باشد اما به مانند دولت كلینتون مرتكب این خطا شد كه آنها را زندانى جنگى قلمداد نكرد.

• چند نفر را دستگیر كردید؟

دقیقاً نمى دانم. كوتاه زمانى پس از حملات ۱۱ سپتامبر ،۲۰۰۱ «جورج تنت» رئیس وقت سیا طى گزارشى به كنگره تعداد دستگیر شدگان را یك صد نفر اعلام كرد

• منتقدین داخل آمریكا ادعا كرده اند كه این برنامه پس از سال ۲۰۰۱ از كنترل خارج شده بوده است.

كسب رضایت آن وكلاى دعاوى و حقوقدانان براى انجام یك عملیات تا به امروز روندى بسیار خسته كننده داشته است. باید طورى عمل مى كردیم كه اروپایى ها سیستم ادارى ناكار آمد ایالات متحده را دست كم نگیرند.

• از نظر قانونى، چه تغییراتى از سال ۲۰۰۱ به بعد صورت گرفته است؟

از آنجایى كه در حال حاضر خودمان از این دستگیر شدگان نگهدارى مى كنیم، احتیاجى به آن مخفى كارى ها و دغل بازى ها نیست. باید اعتراف كرد كه دولت بوش دست كم در این مورد كه كارهاى كثیف را خودش انجام بدهد، بهتر و جسورانه تر عمل كرد. در روزنامه ها خواندم كه صحبت از روش هاى اصلاح شده بازجویى شده است. این بدان معنى است كه فعلاً مى توان خشن تر از قبل عمل كرد.

• نظر شما در مورد اینكه مى گویند برخى دستگیر شدگان توسط سیا به قتل رسیده اند، چیست؟

در این مورد چیزى نمى دانم. من هم این خبر را در روزنامه ها خواندم.

• گزارش ها و عكس هایى از سوء رفتار با زندانیان موجود است...

آنطور كه من در مورد روش هاى جدید بازجویى شنیده ام و درك كرده ام، قاعدتاً نباید كسى كشته شده باشد. اگر واقعاً بشود ثابت كرد كه چنین اتفاقى افتاده، من هم قبول مى كنم كه زیاده روى هایى در كار صورت گرفته است و قاعدتاً كارى خلاف عرف و قانون انجام شده است.

• سازمان سیا به صورت علنى صدها پرواز از طریق اروپا انجام داده است. چه ضرورتى براى این كار وجود داشت؟

(مى خندد) این داستان یك جورى كاملاً غیرواقعى به نظر مى آید. سازمان سیا در همه دنیا دست به عملیات مى زند و در تمام دنیا انسان و پول و اسلحه رد و بدل مى كند. وقتى قرار است از عملیات سیا در عراق پشتیبانى شود، هر هواپیمایى مجبور است در میانه مسیر و در اروپا سوخت گیرى مجدد كند. اما این به معناى این نیست كه در هر كدام از این هواپیماها یك تروریست یا یك آدم شرور نشسته باشد.

 

 

• آیا درست متوجه شدم كه شما به همه نگرانى ها در اروپا مى خندید؟

واقعاً خنده دار است.

• آن زندان ها در اروپاى شرقى چه كاربردى دارد؟

من مطمئن نیستم كه اصلاً چنین چیزى وجود داشته باشد. خیلى از این مسئله تعجب مى كنم.

• اما من امیدوار بودم كه شما محل این زندان ها را فاش مى كنید.

(مى خندد) در این مورد از «فرانكلین روزولت» نقل قول مى كنم: در ناكجا آباد! من نمى دانم كه ما اصلاً چه نیازى به چنین زندان هایى داریم چون به ویژه در عراق و كوبا تاسیساتى داریم كه براى این كار كفایت مى كند. در دوران خدمتم چیزى در مورد این زندان ها در اروپاى شرقى نشنیده بودم و فكر مى كنم هنوز هم نمى توانم معنى این كار را درك كنم. شاید من نباید در این مورد خبردار مى شدم. اگر چنین زندان هایى وجود داشته باشد، در این صورت تنها این مسئله را مى پذیرم كه هم پیمانان اروپایى ما خیال مى كرده اند كه عملیاتى را پشتیبانى مى كنند كه باید مثل خود ما آن را مخفى نگه دارند.

• همكارى با متحدان اروپایى و به ویژه با آلمان چطور بود؟

قبل از سال ۲۰۰۱ در بهترین حالت وضعیت ناپایدارى داشت. من فكر نمى كنم كه آلمان یكى از بهترین هم پیمانان ما باشد. همكارى ایتالیایى ها همیشه خوب و همكارى انگلیسى ها تا اندازه اى خوب بود. مشكلات اروپا بسیار اساسى است: قوانین مهاجرت و پناهندگى اروپا كانونى قدرتمند از تروریست هایى را به وجود آورده كه حالا شهروندان اروپایى به شمار مى آیند، تروریست هایى كه در كشورهاى زادگاه خود محكوم شده بودند. علاوه بر آن دولت هاى اروپایى هیچ پناهنده یا مهاجرى را كه در كشور خود محكوم به مرگ شده باشد، اخراج نمى كنند.

• پس اختلاف بر سر مجازات اعدام مانع همكارى مى شد؟

نه فقط مانع بلكه چیزى شبیه به راه بندان درست مى كرد. ما به صورت رسمى در اروپا فعالیتى نداشتیم و این توافقى بود كه از زمان جنگ سرد باقى بود و بر پایه آن نمى توانستیم هیچ گونه عملیاتى در اروپا انجام دهیم. سازمان سیا امروز هم به این توافق پایبند است. فقط به جاهایى مى رفتیم كه كارایى داشته باشیم. به هر صورت با سر به دیوار كوبیدن كار اشتباهى است.

• اما گذشته از مسئله مجازات اعدام، چرا همكارى ها ناپایدار بود؟

... تا زمانى كه ایالات متحده هدف اصلى تروریست ها بود، بسیارى از اروپایى ها عقیده داشتند كه دلیلى ندارد به خاطر آمریكا خودشان را به خطر بیندازند.

• مثلاً اگر از همكاران اروپایى و به ویژه آلمانى درخواست اطلاعات مى كردید، چه اتفاقى مى افتاد؟

گاهى اصلاً جواب نمى دادند. گاهى به یك بخش از پرسش هاى ما جواب مى دادند و گاهى مى گفتند كه اطلاعات زیادى در آن مورد ندارند. همه چیز در این مورد كند و راكد بود.

• آیا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر تغییرى در این وضعیت ایجاد شد؟

بله، خیلى تغییر كرد. اما حتى هنوز و پس از حمله به نیویورك و مادرید و لندن هم این باور در میان اروپایى ها وجود دارد كه نباید زیاد با آمریكایى ها همكارى كنند. یعنى همان اندیشه اى كه مى گفت همكارى و پشتیبانى از آمریكا مساوى است با به خطر افتادن.

• آیا حمله به عراق صحت این فكر را تائید نكرد؟

بدون تردید حمله به عراق كمر آمریكا را شكست و همه عملیات ها و اقدامات ضد تروریستى ما را نابود كرد. این جنگ در دراز مدت موجب خواهد شد تا نسل دوم تروریست ها كه بسیار هم حرفه اى تر و زبده تر بوده را به اروپا بازگردند. نسل اول این گروه در دهه ۹۰ از بالكان و چچن مى آمدند.

• همان طور كه مى دانید یك آلمانى سورى تبار به نام «محمد حیدر زامار» كه از رابطان به اصطلاح هسته هامبورگ كه وظیفه تداركات و آمادگى براى حمله به نیویورك را داشته است در آلمان محاكمه شد اما هیچ مدركى براى محكوم كردن وى وجود نداشت. ولى چندى بعد ماموران سیا این مرد را در مراكش دستگیر كرده و تحویل سوریه دادند. آلمان در این ارتباط چه همكارى هایى داشته است؟

من تعجب مى كنم كه سرویس امنیتى آلمان هیچ منبع اطلاعاتى در این مورد نداشته است. واشینگتن از انتقادات و اعتراض هاى اروپایى ها هراس دارد. شاید خنده دار باشد اما شخص رئیس جمهور هم از این مسئله مى ترسد.

• شاید مسئله طور دیگرى باشد؟ یعنى آلمانى ها اطلاعات لازم را در اختیار شما گذاشته باشند، مثلاً این كه این مرد پس از ترك آلمان به كجا مى رود؟

البته هیچ چیز غیرممكن نیست اما من دلیلى براى قبول و صحت این فرض نمى بینم.

• وزیر كشور جدید آلمان یعنى «ولفگانگ شویبل» اعتقاد دارد كه بازجویى ها از «زامار» در سوریه نتایج مفیدى دارد. آیا به نظر شما این درست است؟

این به طور كلى درستى برنامه «انتقال ویژه» را ثابت مى كند. به نظر من انتقادهاى شدید از سوى اروپایى ها به این برنامه كارى غیر منصفانه بود. زیرا در همان حال كه آنها اعتراض و انتقاد مى كردند همه اطلاعات به دست آمده از طریق مدارك و بازجویى ها در اختیار اسپانیا، آلمان، ایتالیا، فرانسه و انگلستان قرار مى گرفت و اگر كسى از سرویس هاى اطلاعاتى آنان در این مورد سئوال مى كرد فقط مى گفتند اطلاعاتى كه از برنامه انتقال ویژه سیا دریافت كردیم، تا حدى به ما كمك كرد.

• وزیر كشور آلمان در پارلمان سه مورد را اعلام كرد كه ماموران آلمانى در خارج از كشور و به هنگام بازجویى از شهروندان آلمانى حضور داشته اند. بدین صورت ادعاى سیا مبنى بر اینكه به جاى ما و دیگران دست به كارهاى كثیف مى زند، اغراق نیست؟

همان طور كه گفتم برخى از این اعتراض ها و انتقادها، ریاكارانه و متظاهرانه است.

• آیا قبول دارید كه اشتباهاتى هم صورت گرفته و آدم هاى بى گناهى هم دستگیر شده اند؟

من مطمئن هستم كه اشتباه هایى صورت گرفته است. اگر هر اشتباهى شده باشد باید جبران شود.

• یكى از این موارد جریان آن شهروند آلمانى به نام «خالد المصرى» است كه در بالكان دستگیر شد، به افغانستان برده شد و چند ماه بعد دوباره از بالكان سر درآورد و آزاد شد.

این مورد نیز نشانه و نمونه اى از آشفتگى و هرج و مرج در خلال یك جنگ است. چه بسا اگر این دستگیرى و بازداشت رخ نمى داد، بسیارى از اطلاعات غلط و مشكوك هم وجود نداشت.

• این مسئله بیشتر به معناى این است كه در این موارد باید پلیس و دادستانى و دادگاه وارد عمل شوند و نه ماموران سیا.

اگر در زمان جنگ نبودیم و اروپایى ها به افراد القاعده به عنوان سوژه هاى تحت تعقیب جزایى نگاه مى كردند، حرف شما درست بود. اما ما در جنگ به سر مى بریم و موظفیم هر چه سریع تر این افراد را از لیست تحت تعقیب جزایى خارج كرده و طبق كنوانسیون ژنو با آنها رفتار كنیم. در این موارد عمل به این كنوانسیون هم براى آمریكا و هم براى اروپا بهتر است. اگر این افراد اسیر جنگى باشند، هیچ راه قانونى در مورد آنها وجود ندارد.

• المصرى مى گوید كه در یكى از زندان هاى سیا در افغانستان تحت شكنجه قرار گرفته است.

اگر در یكى از زندان هاى سیا بوده، مطمئن باشید كه شكنجه نشده است.

• اما خودش چنین ادعایى دارد.

تعجبى ندارد، شاید پول یا چیز دیگرى مى خواهد.

• او ادعاهاى بیشترى نیز دارد و مى گوید كه توسط یك آلمانى در افغانستان بازجویى شده است.

درستى یا نادرستى این ادعا را من نمى دانم. شاید درست باشد. تلاش دولت آمریكا و سازمان سیا كمك به هم پیمانان مان در ناتو است. اگر یك آلمانى این شخص را بازجویى كرده باشد به این معنى است كه آلمانى ها هم فكر مى كرده اند بتوان اطلاعاتى از وى به دست آورد.

• چه تعداد از این موارد یعنى دستگیرى مسلمانان اروپایى روى داده است؟

چندان زیاد نیست، چون اروپایى ها در اكثر موارد همكارى ندارند. به همین دلیل سعى ما این بود كه این افراد را در خارج از اروپا بازداشت كنیم.

• المصرى از این مسئله تعجب مى كند كه باز جوهاى آمریكایى از جزئیات زندگى روزمره او اطلاع داشته اند. اطلاعاتى كه جمع آورى آن تنها از طریق سرویس هاى اطلاعاتى آلمان امكان پذیر است و یا شاید سیا در آلمان جاسوسى مى كرده است؟

من مطمئنم كه چنین اطلاعاتى از سوى ما نبوده است. اگر من اطلاعاتى در مورد فعالیت هاى المصرى در آلمان داشتم، منبع این اطلاعات سرویس امنیت و اطلاعات آلمان بوده است. در چنین مواردى مطمئن باشید كه اطلاعات فراتر از شایعه و حدس و گمان بوده، در غیر این صورت منجر به بازداشت شخص نمى شد.

• آینده برنامه «انتقال ویژه» را چگونه مى بینید؟

احتمالاً عمر این برنامه سر آمده است و علت آن هم چیزى نیست جز همین لو رفتن اطلاعات و انتشار آنها و همین انتقادات. این مسئله براى كسى كه در سرویس هاى اطلاعاتى مسئولیتى دارد باید نوعى هشدار باشد به این معنى كه همان كسانى كه به ما دستور دادند كه این گونه عمل و رفتار كنیم، در حال حاضر به همین روش ها انتقاد مى كنند.

منبع:زاگرس





نوع مطلب : جاسوسی ، انواع ، ابزار، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ


با توجه به وسعت تهدیدات و پیچیدگی انواع مختلف ، برآن شدیم تا با ارائه بروز ترین اطلاعات در جهت آشنائی علاقمندان با هنر "نیروی ویژه " گامی مؤثر در جهت دفاع از آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی برداشته باشیم که در این مسیر به اعتقاد ما نیروی ویژه ، نیروئی ایست که نه تنها از لحاظ نظامی بلکه در تمامی عرصه ها و در تمامی میدانهای نبرد حضوری فعال داشته باشد از جنگ سخت (نظامی) گرفته تا جنگ نرم و جنگ در فضای سایبر .
در راستای بهتر شدن این مجموعه منتظر نظرات راهگشای شما هستیم .

مدیر وبلاگ : صدرا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد وبلاگ چیه ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    





Powered by WebGozar